تبليغاتX
بهار
بهار
از شير مرغ تا جان آدميزاد

سلام Flower
کارهام خیلی جالب و خنده داره از دیروز صبح جوگیر شدم زنگ گوشیم رو سرود " یـار دبستانی " گذاشتم ، یکی نیست بگه خوب تو که خیال زای دادن نداری دیگه این جنگولک بازی ها برای چیـه ؟!؟
خدا رو چی دیدی شاید هم در ادامه ی پروسه جوگیری رای هم بدم

امروز به خاطر آزادی خرمشهر ( سوم خرداد ) بازار سورچراانی و بخور بخور داغ بود
رئیس آژانس بستنی نسکافه مهمونمون کرد
یکی از مشتریها که اتفاقا از اون حزب الهی هاست  برامون گز بلداجی پرمغز و پرملات آورد  
یکی دیگه از مشتریان خوزستانـی شیرینی تر گرفته بود
با اینکه رئیس تذکر داده بحث های انتخاباتی ممنوع ولی از بس فضولم از حزب الهیه که اتفاقا میونه ش با من خیلی خوبه و یک بند دخترم صدام می کنه پرسیدم حاجی به کی رای میدی ؟ گفت برادر رضائی ... نفس راحتی کشیدم و زیر لب گفتم الهی شکر

راستی یه چیزی
تازه فهمیدم چه خطری از بیخ گوشم گذشته Gun Toutingنمیدونم شنیدین یا نه تو میدان ونک دختری رو که از بد حادثه برای دولت مهرورز خبرنگار بوده گرفتند و کتک زدند و بردن منکرات  اینجـا رو بخونید
یاد بحث اون روز خودم با فاطمه کماندوه  می افتم که چقدر باهاش کل کل کردم بیچاره آدم بدی نبود وگرنه تکلیف من که نه خبرنگار بودم و نه کسی می شناختم چی بود ؟
اگه قراره آدم رو بگیرن خوبه رکسانا صابری باشه که پرزیدنت اوبامـا آزادیش رو طلب کنه ... نه یکی مثل من یک لا قبـا
خلاصه فهمیدم که خدا خیلی دوستم داره  بقول مادربزرگـم که تکیه کلامشه
                                        یـارب نظر تو برنگردد

فیس بوک هم که به سلامتی فیلتر شد
خاک بر سرمون ما از افغانستان هم کمتریـم

اینم بخونید بد نیست
پدر شوهر دختر رئیس جمهور چی گفته

2 نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت   توسط بهار  | 

 
Jonamoos Browser (Anti Filter)
Filtered Url : : آدرس سايت فيلترشده