تبليغاتX
بهار
بهار
از شير مرغ تا جان آدميزاد

سلام ، خوبین ؟ 
آقای رئیس جمهور رفته زنجان میخواد با چاقوی زنجان مخالفان رو سرببره ، لابد اگه بره شیراز هم تو شراب شیراز خفه شون میکنه ، خیلی بانمکه بخـدا   
محصولی هم که از مجلس رای اعتماد گرفت ، خوبه دیگه اقلا یه وزیر میلیاردر هم داشته باشیـم بد نیست ، شنیدم آدم زرنگیه و قارون وزارت کشور لقب گرفته ، جالب بود اون مرتبه برای وزارت نفت رای نیاورد ولی ایندفعه برای وزارت کشور رای آورد ، خوب اگه ایرادی بهش وارد بوده که این مرتبه و اون مرتبه فرقی نمی کنه ، کارهای مجلس ما در نوع خودش منحصر به فـرده
بقول ناصرالدین شاه همه چیزمون به همه چیزمون میـاد

امشب قرار ه بریم گودبای پارتی مادر زن دائیم که میخواد بره مکـه ، حوصله رفتن ندارم ولی خیلی اصرار کرده و پیغوم داده که میخواد منو ببینـه ، خیلی خانوم باحال و نازیـه از اونها که دلشون با جوونهاست البته خودش هم بنده ی خدا پیر نیست ، 61 یا 62 سالی بیشتر نداره ، به نظرم این سن بهترین سن برای رفتن به حج هست چون نه زیاد پیری که نتونی مراسم رو بجا بیاری نه زیاد جوونی که نتونی بعد از برگشتن مکه رو نگـه داری ، از اون دسته  خانمهائی که میرن مکه و نه حجاب رو رعایت میکنن و نه یه سری اصول اولیه مسلمونی رو خوشم نمیاد ، می شناسم کسانی رو که از حج تمتع برگشتن و همنجور مثل قبل از مشرف شدن به خانه ی خدا میگردن و می پوشن و می نوشن ... من اگه روزی روزگاری برم مکه که خیال نمی کنم سعی می کنم یه مسلمون تمام عیـار بشم یعنی باید بشم
چـه جوگیـــر شدم مـن

فردا میخوام اگه خدا بخواد دکور اتاقم رو عوض کنم ، یه آباژور خوشگل هم خریدم بگذارم یه گوشه ش ، راستی یه چیزی ایمیل های باز نشده ام زیاد شده کسی میدونه چه روشی داره که بدون اینکه یکی یکی صفحات رو بگردم بتونم پاکشون کنم ، ممنون میشم اگه میدونین بهم بگین

2 نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت   توسط بهار  | 

سلام
الان همه تو خونه ی ما حمله کردن به ظرف پیرکسی که محتویش چیزی نیست جز شلغم ، وای خدای بزرگ چقدر از شلغم متنفرم حتی از بوش هم بدم میاد ، همچین هم با اشتها میخورن انگار بوقلمون میخورن
هر وقت مامان بزرگم اینجا باشه و  زمستون هم باشه شلغم پختن رو شاخشه
این فیلم جشن میراث فرهنگی رو دیدین که قرآن رو با نوای دف به سن برگزاری مراسم میبرن ؟ چون گفتین لینک قبلی باز نشده اینو دیگه نمیگذارم ولی حتما سرچ کنید ببینید به نظر من که خیلی قشنگه و شاید بهترین تجلیلی باشه که تا بحال از قرآن شده ، حالا این آیات عظام چرا به تیریک قباشون بر خورده و اسلام و انقلاب رو در خطر دیدن عقل ناقص من قــد نمیده ! ... ولی خوشم میاد از اسفندیارخان پدرعروس رئیس جمهور که کار خودش رو انجام میده هر کی میخواد خوشش بیاد میخواد بدش بیاد
رستوران برج میلاد هم که آب گرفته ، حالا تکلیف مهمانهای آقای شهردار چیـه ؟ لابد تا اون موقع با ملاقه هم که باشه آبش رو خالی می کنن و به اسم بارون رحمت به سر ما میریزن ، فکر کنم فردا پس فردا سر و کله ی شهرداران ندید بدیدی گه قراره بیان برج میلاد رو ببینن پیدا بشـه ، حالا آب گرفتگی مهم نیست می ترسم آخرش هم خود برج رو سرمون خراب بشه ،  البته نمیخوام خدای نکرده زحمات مهندسین ایرانی را لوث کنم ولی کسی چه میدونه این برج هم مثل متـرو چند نفر رو پولدار کرده ، من که زورم میاد ده هزار تومن بدم برم دیدن برج میلاد ، بذار همون شهرداران کشورهای اسلامی برن که لازم نیست ورودی بدن
دیروز رفتم خرید قیمت ها سرسام آور بود و مشتری ها اندک ، یه کیف میخواستم آخه کیفم زوارش دررفته و رنگش هم کرمه ولی از بس گروون بود صرف نظر کردم و کیف مشکی پارسالم رو آوردم که فعلا دستم بگیرم شاید یه سر برم جمعه بازار ، گرچه خیال نکنم جمعه بازار کیف داشته باشه اگر هم باشه کار دست هست .
مامانم بهتره و فردا قراره مادر بزرگ برگرده خانه خودشون و احتمالا من مسئولیتم سنگین تر میشه ... مسئولیت رو خوب اومدم ؟؟؟
ای وای مُـردم از خوشــــی

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت   توسط بهار  | 

سلام ، مامانم دوباره دیسک کمرش بازی درآورده و مامان بزرگم اومده اینجا ، دکتر بهش یک  هفته استراحت مطلق داده چند روز پیش با مامان بزرگ رفتیم خرید چشمتون روز بد نبینـه 3 ساعت تو ترافیک بودیـم ، به نظر من با ماشین بیرون رفتن حماقت محضــه ، اون روز سوار BRT شدم 25 دقیقه ای به مقصد رسیدم ، وقتی من که عشق ماشینم این حرف رو بزنم دیگـه حساب بقیـه روشنـه
با این اوضاع خراب و گرونی وحشتناک فکر کنم تا چند وقت دیگه هیچی برای خوردن گیر نیـاد ، صندوق ذخیره ی ارزی که تعطیله ، نفت که ارزان شده ، تحریم هم که هستیم . . . ای کاش آقای احمدی نژاد اینهمه دم از عدالت نمی زد . . . کدوم عدالت مردم بدبخت شـدن و همه ی فشار روی اقشار کم درآمد جامعه هست ؟ !
واقعا دلم داره برای خودمون ، یعنی مردم این سرزمین آتیش می گیره روزی که تمام دنیـا وضعشون توپ بود ما تحت فشار بودیم حالا که دیگه بحران اقتصادی گریبان همه ی جهان رو گرفته .... ای خـدا یعنی چی میشه ؟
شنیدم قراره گاز هم جیره بندی بشـه ، تابستان برق جیره بندیه زمستون گاز . . . شکممون هم که 12 ماه سال جیره بندیه . . . چـه خجسته هستن این سران مملکت که مردم رو ببخشید به گوزشون هم حساب نمی کنن
خدایا خودت به ما رحـم کن
آهنگ فرشیـد امین رو که برای اوبامـا خونده شنیدین “ Pray with me “ قشنگ خونده ویدئو کلیپ جالبیـه ، از این دست کارها خیلی خوشم میاد ولی متاسفانه خواننده های ایـرانی زیاد اهل این کارها نیستن
این آدرسشـه اگه دوست دارین ببینین
فرشیـد امین
احمدی نژاد هم که برای اوباما پیام تبریک فرستاد ، از این کارش خوشم اومد ، حالا باید منتظر پاسخ اوباما به او باشیـم شاید تاثیری در روند دیپلماسی آمریکا در قبال ایران نداشته باشه ولی خوشم میآد که او هر کاری به ذهنش میرسه انجام میده نه از کسی می پرسه و نه به عواقبش فکر می کنه !!!
 

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت   توسط بهار  | 

اومـــــدم

سلام
خوشحالم که دوستان خوبی مثل شما دارم که حسابی به یادم هستین ، این مدتی که غیبت صغری و تا قسمتی کبری داشتم ، اتفاقات زیادی افتاد که همش از حوصله ی شما به دورهمتفکر  ولی اهم اش عبارت بودند از
دو هفته اقامت در مشهد مقـدس و یه دل سیر زیارت و گردش و تفریح  البته ویـدا دوستم کامپیوتر و اینترنت داشت ولی من به خودم و به بابا قول دادم که وب نویسی نکنم و نباید بگذارم هیچ بنی بشری از وجود وبلاگم مطلع بشه ، پس عذر تقصیرم بجاست
بعدش هم که اومدم دختر دائیـم که در حد "تیـم ملی " مذهبیـه به خواستگارش که او هم مثل خودش از اونهائی هست که سرش رو بالا نمی کنه تا مبادا چشمش به نامحرم بیفته و لابد فرکانس تشعشع نگاریش خیلی بالاست که اینجوری سربه زیره ، جواب مثبت داده بود و میخواست بره محضر صیغه ی محرمیت بخونه که بقول زن دائیم من مثل فرشته ی نجات رسیدم و یه سفره ی عقد کوجولو تو خانه شان برایش انداختیـم و بخاطر ضیق وقت که نکنه خدای ناکرده گناهی اتفاق بیفته ظرف 4 روز رفتیم کوچه رفاهی خرید و بساط خنچه ی عقد رو خریدیم و عقد رو برگزار کردیم حالا تا کی خانه گیرشون بیاد و بتونن ازدواج کنن ، جشن مسخره ای هم بود عروس که اصلا نرقصیـد داماد هم سرش رو جوری تو سینه اش گرفته بود که من پیش خودم فکر می کردم عنقریب گردنش کنـده میشه و می افته زمین ، ولی خانواده اش بی حجاب و اهل بزن و برقص و کراوات بودند
بعد از آنهم یه جنجال عظیم برپا شد ، بابا که مخارج معلم خصوصی داداشم واقعا برایش کمرشکن شده در یه اقدام متهورانه ، کامپیوتر رو جمع کرد و مدتی هم به این دلیل دسترسی به اینترنت نداشتم ، تازه دیشب آنهم بخاطر جناب مهندس که ازش خواهش کرد اجازه داد کامپیوتر از کمـد بیرون بیـاد ، بابا حق داره در ماه چند صدهزار تومان پول معلم خصوصی میده و امسال سال آخری است که داداشم باید حسابی بخونـه ولی انگار نه انگار البته هوشش خوبه ولی درس خوندنش آدم رو عصبی می کنه

از مهندس هم براتون بگم خوبه سلام میرسونـه ، کلی هم دلتنگ من شده بود که رفته بودم مشهد ، تو حرم امام رضا خیلی دعا کردم ، برای خودم برای همه ی شما دوستان گلم برای همه ی جوانهای ایران و برای نجات این مملکت از شر شیطان رجیـــم praying
راستی اوباما هم که رئیس جمهور شد نمیدونم چرا از زنش خوشم نمیاد خودش بد نیست ولی زنش به نظرم احمق میاد ، قشنگ هم نیست  مامانم میگه مگه ملکه ی زیبائیـه که باید قشنگ باشه ولی خوب بنظرم بانوی اول ایالات متحده باید از این بهتر باشه ، راست میگن حضرت فاطمه برای زشت ها دو رکعت نماز خونده همه ی زشتها شانس شان خوبه
راستی در این غیبت یک ماهه ی من انگار خیلی از سایت ها و وب ها فیلتر شدن ، چه خبــره ؟     
 

2 نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت   توسط بهار  | 

 
Jonamoos Browser (Anti Filter)
Filtered Url : : آدرس سايت فيلترشده