|
|
|
|
|
ایام سوگواری مولای متقیان امیر مومنان را به شما تسلیت میگم سلام بچـه ها ، دلم براتون تنگ شده بود این مدت نرسیدم بیام ، اولا مامانم بخاطر روزه گرفتن کمردرد شدید گرفت و من وقتی از سرکار می اومدم مجبور بودم کدبانوگری و خانه داری کنم ، شده بودم یه کوزت درست و درمون ، شکر خدا الان با قرص و آمپول کمی بهتره ، یک شب هم خانواده ی جناب مهندس اومدن دیدن مامان که من براشون شام درست کردم و بین خودمون باشه کتلتم که پاشیده شد و اصلا سرمیز نیومد ولی خوراک مرغم بد نشده بود ، تفلکی بابا مجبور شد از بیرون حلیم بادمجون و کباب بگیره تا آبروداری کنه و خانواده ی "داماد بعد از این" بوئــی نبرند که "عروس بعد از این" آشپزی بلد نیست ، مهندس بود و مامانش و باباش و آقای مطبوعی نامی از دوستان پدرش که از کانادا اومده و خانه ی اونها سکنی داره ، آدم فوق العاده خوش مشربی بود می گفت : احمدی نژاد درست میگه که زمینه های ظهور امام زمان رو فراهم میکنه با اینهمه نابخردی و ظلم و اجحاف و نارضایتی عنقریبه که امام زمان بیـاد .... می گفت : یک تمبر شیر و خورشید دارم از روی او سفارش کاغذدیواری دادم و شرکتی که برایم سفارش رو زد و پول هنگفتی هم گرفت اجازه خواست که نمونه اش رو نشون مشتریان دیگه بده که من این اجازه رو بهش ندادم ..پیش خودم گفتم خـــل بودی ! دیگه بگم براتون از مراسم احیـا شب نوزدهم ماه رمضان و جریان روزه گرفتن خودم |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت توسط بهار
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام فائــزه عزیزم منو به یه بازی دعوت کرده راستش رو بخوایین زیاد اهل بازی نیستم ، بلد هم نیستم ولی خوب دیگه روی فائزه جون رو نمیشه زمین انداخت شغل هائــی که دوست دارم : ۱- دوست داشتم یه خانم دکتر بودم با همون ژست مخصوص خانم دکترها ۲- اتومبیل رانی تخصصی مثل شوماخـــر ۳- صاحب کتابفروشـــی ۴- فضانورد ۵- وکیــــل یا فعال حقوق بشـر شغل هائی که اصلا دوستشون ندارم : ۱- خیاطـــی ۲- معلمــی ۳- مدیریت یا ریاست ( حتی از نوع رئیس جمهوریش ) ۴- آشپــزی ۵- فروشندگی البسه یا هر چیز دیگـه ای دیشب خانه ی خواهرم مهمان بودیم ، او خیلی باسلیقه و خانمـه برعکس من اگه بدونید چه شام خوشمزه ای درست کرده بود و چقدر باسلیقه
|
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت توسط بهار
|
|
||
|
|
|
|
|
نمی دونم چرا تو هوای به این گرمی سرماخوردم ، مثل خیلی چیزهای دیگه که اصلا سردرنمیارم و جوابی براش پیدا نمیکنم |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت توسط بهار
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام ، خیلی جالب بود یک هفته ای نه میتونستم پست جدیدی بگذارم و نه کامنت هام کار میکرد ، اینم از مرحمت های دولت و مخابرات |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت توسط بهار
|
|
||
|
|
|
|
|
صبح یکی از مشتریان آژانس از خارج اومده بود و برام یک بسته " کیت کت " بزرگ و یک رژگونـه آورد ، شکلات رو گذاشتم برای رها ... الهی قربونش برم امشب میاد ... البته اشتباه نشه همه ی اونو که نمی دم به رها الان هم خودم نشستم و دارم نوش جان می کنم |
||
|
2
نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387ساعت توسط بهار
|
|
||
| Jonamoos Browser (Anti Filter) |
|
|---|