|
|
کوپ |
|
|
امروز بعد از تعطیل شدن به اصرار یکی از بچه ها رفتم پیش آزالیا خانم ، موهام رو کوتاه کردم ، فکر می کنید چقدر گرفته باشه خوبــه ؟ ... 25 هزار تومان الان پشیمان هستم دور از جونتون مثل سـگ . . . آخه مگه چه خبره دفعه آخری که موهام رو کوتاه کرده بودم 10 تومان بـود ، آخه این چه اسم و رسمـی است که بعضی ها نونش رو میخورند ، کلی هم منت گذاشته که من بخاطر سرمه جون (همکارمن )مشتری جدید قبول کردم وگرنه اصلا مشتری جدید نمی گیرم ... حالا بگم کجای بابای آدم دروغگـو .... خلاصه حالم همچین درست و حسابی گرفته شد . وقتی اومدم برای مامان تعریف کردم گفت : ولی موهات خیلی قشنگ شده عیبی نداره مبارکت باشه اما چی چی مبارکم باشه دارم سکته می کنم کجای دنیا 25 تومان برای یه کوپ می گیرند ، بعدش هم شروع کردم به بد و بیراه گفتن به حکومت ... مامانم میگه پول آرایشگاه چه ربطی به احمدی نژاد بخت برگشته داره ... ولی چطور ربط نداره وقتی گرانی با این رشد فزاینده در حال صعوده معلومه روی همه چیز اثر میگذاره . خوب از سوالات امتحان معلمان چه خبر ؟ یکی از دوستان گفته بود سیاسی ننویس ، ولی بخدا نمی تونم ، وقتی این چیزها رو می شنوم دیوونه میشم نمونه سوالات اینــه رسول خدا(ص) در مقايسه خود با حضرت يوسف فرمودند: الف- من از يوسف زيباترم ب- يوسف از من زيباتر است ج- من از يوسف بانمكترم د- يوسف از من زيباتر ولی من بانمكترم - رنگ ريش پيامبر چگونه بود؟ الف- سراسر سفيد حتی بالای زنخدان ب- سراسر سياه حتی بالای زنخدان ج- بالای زنخدان سفيد و بقيه جوگندمي د- بالای زنخدان جوگندمی و بقيه سفيد آخــه این چرندیات یعنی چــی ؟ اینها بدتره یا کاریکاتورهای روزنامه های دانمارک ؟ حالا اگه شما باشیــد کدام گزینه رو علامت میزنید ؟ اصلا اینها شعور مردم رو به بازی گرفتن ، حالا ملت ما تا کی خودشون رو بازیچــه ی این دست کارها قرار میدن معلوم نیست ، چه صبری داره این ملت عزیز ایران .... عده ای از آزادیخواهان و دوستان تحکیم وحدت هم بازداشت شدند ، این بازداشتها تا کی ادامه داره ؟ یکی شون بابک مهدیزاد آزادی دوست وبلاگ نویس عزیزمان است ، خدایا خودت به اونها کمک کن که هر که رفت زندان ، آزاد شدنش با کرام الکاتبیـن است . هر روز بدتـر از روز پیش اتفاقات ناخوشایند سرنوشت این مردم رو دگرگون کرده ، تحــریم ، گــرانی ، به زندان افکندن آزادیخواهان ، فقر و فحشـا ، نبودن امنیـت و مشکل بیکاری و اقتصاد خراب ... چـه باید کــرد ؟ بر این ویران سرا مرغ دلم را میبریدم سر نشانی گر مرا از یک ده آباد میدادند دریـغ از یک نقطـه ی روشن ... دریغ |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت توسط بهار
|
|
||
|
|
خیال کج |
|
|
با اجازتون سرماخوردگی جدید از نوع عربی هست و سوغات حجاج بیت الله الحرام ... من و بابام هر دو گرفتیم جالب اینجاست که دکترهای ایرونی ... اسم کشورهای مختلف رو روی انواع سرماخوردگی ها میگذارند ، هر سال سرماخوردگی یک کشوری شیوع پیدا میکنه ... این دیگه چه جورشـه نمی دونم والله زندگی کمافی سابق درگذر هست ، دیشب عموم اینها اومدن عیادت ما ، البته بیشتر بخاطر بابا ... یک جعبه گل و سه تا آناناس آوردن ... من هم با اجازتون برای گل نقشه کشیدم میخوام ببرم برای فرزانه دختر دائی مامانم که با هم دوست هستیم ، گرچه او 4 سال از من بزرگتره ولی خوب دیروز مطب دندانپزشکی اش رو افتتاح کرده خواهرم اینها دیشب رفته بودن یک تابلو نقاشی خریده بود 18 هزار تومان و منهم میخوام هر طوره امشب گل رو بردارم و تا پلاسیده نشده ببرم برای چشم روشنی مطب ... چون فردا و پس فردا تعطیله ... مامانم میگه نـرو حالت بدتر میشه ... ولی من کمرهمت بستم که گل رو ببرم برای فرزانه ... آقای رئیس جمهور هم که رفته شمال ...تلوزیون رو که میبینم اینهمه آدم رفته استقبالش و به حرفهاش گوش میکنه پیش خودم میگم هرچی به سرمان بیادحـق مان هست ، این شعارهای احمقانه عطر گل محمدی به شهر ما خوش آمدی یعنـی چی ؟ ... واقعا که عجب عطری داره ... یکسال و اندی است سرکار آمده ایران را به ویرانی کشانده ... وضعیت امروز ما شده مثل فیلم دائی جان ناپلئون که پشه هم که تو هوا میپرید می گفت زیر سر انگلیس هاست ... حالا هم این جناب احمدی نژاد شهر به شهر و ده به ده میگرده و به آمریکا بد و بیراه میگه و از انرژی هسته ای دفاع میکنه ... مردم ما هم مثل بـز تائیدش میکنند ... پس اینهمه مخالفی که در جای جای شهر باهاشون هم سخن میشویم کی ها هستند ؟ ... آدم نمی فهمه دم خروس رو باور کنه یا قسم حضرت عباس را ؟ خیـال کج ، به دل راستـان نمی آید |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت توسط بهار
|
|
||
| Jonamoos Browser (Anti Filter) |
|
|---|