|
|
شایــان |
|
|
سلام دوستان خوب و مهربونم یکی از دوستان برام نوشته بود مثل بچه کوچولو ها زنگ به رنگ نشو ولی من نمی تونم دوست دارم احساس می کنم باعث میشه بیشتر به دل بشینم باور می کنید هنوز نرفتم خرید [ فرصت نشده ] یکی نوشته بود خرید رفتن تو به ما چه مربوطه ؟؟؟ خوب چکار کنم ایــن قسمتش چشمهاتون رو ببندین نظرهای شما عزیزان هر چی که باشه خوشحالم میکنه وقتی کامنت ها را می خونم کلی بخودم و این که مخاطب دارم می بـــالـــــم ________________________ بگذارین مطلب امروزم حرفی و درد ودلی باشه با دوست خوبم شـایان سلام و صدسلام شایان جان امیدوارم در اقامت چند ماهه ات که در ایران هستی به تو خوش بگذره همانجور که خارج از کشور بهشت برین نیست ، ایران ما هم با وجود این از ما بهتران آش دهن سوزی نیست ... می دونی بـدی اینجا چیـه ؟ هر چی زحمت میکشی تلاش میکنی ، با مشکلات میسـازی با کمبودها کنار میآئی شاید یکروز اوضاع بر وفق مرادت بشه می بینـی روزبروز بدتره نـه دوست من ... من پولدار نیستم که کلاهم پس معرکه است با معدل 18 بخاطر قبول نشدن در کنکور سراسری و نداشتن شهریه دانشگاه آزاد رفتم سرکار از صبح تا ساعت 4 بعداظهر سر کار هستم ، سه روز در هفته عصرها شاگرد دارم و خصوصی درس میدم ، وقت هائی که بیدارم همه اش به این فکر می کنم که ای کاش تو این مملکت بدنیا نیامده بودم ، چون شوخی نیست جـوانی ما بدون هیچ شادی و نشاطی و بدون اینکه معنـی زندگی رو بفهمیم داره تمام میشه ... این بخدا حق و انصاف نیست ، خارج اگه کسی کار میکنه تفریحی هم داره حالا تفریح هم هیچی خیال آسوده ای داره کـــــه ؟ .... اینجا باید هر روز غصه ی یکی رو بخوری هر روز درد و دل یکـی رو بشنوی .... نـه عزیز من برگرد بـرو که ایران برای همین دیدار کردن خـوبـه البته این رو هم بگم من بخاطر وابستگی خانوادگی که دارم به هیچ وجه حاضر نیستم برم فــرنگ زندگی کنم ، پارسال دائی ام پذیرش تحصیلی از یکی از دانشگاههای لندن برام فرستاد [ چون نمره هام خوب بود ] ولی من نرفتم .... نـه عزیز دوستدار فرنگستان نیستم ولی وضعیت فعلی ایران هم برام غیر قابــل تحمله چکنم دست خودم نیست حیف از ایران عزیز ما که چنین ویرانه اش کـردند
|
||
|
2
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت توسط بهار
|
|
||
|
|
موبایل |
|
|
سلام دوستان شنیدین که روی موبایل ها ویروس می اندازند ؟ خیلی مواظب موبایل هایتان باشید ، جالب اینجاست که گوشی تلفن با این ویروس از کار می افته و دیگه باید بندازیش آشغـالی .. مخصوصا آنهائی که گوشی های گران قیمت دارند خیلی مراقب باشند تلفن های ناشناس را به هیچ وجه جواب ندهید و اگر کسی طی تماسی گفت از مخابرات است و خط شما را کنترل می کند به حرفش توجه نکنید ... چون قصد دارد از سیم کارت شمـا استفاده جعلی کند هوا خیلی سرد شده شاید هم دلهایمان سرده وگرنه دوستم که اوکراین درس می خونه می گفت : اینجا با اینکه حجم درس ها زیاده ولی تعطیلات آخر هفته واقعا خوش هستیم انگار تو بهشت زنـدگی می کنیم .... تو سرمای اونجا هیچ حرفی از سرما نـزد ... خوب یک کم هم از سیاست بگم : شنیدین اکبر گنجی دو جـایزه قلم طلائی و برترین روزنامه نگار و آزادیخواه را برنـده شده ؟ آنوقت ما اونو انداختیـم زندان خوشحال هم هستیم غیـر از اینه که ملت ایران لیاقت امثال گنجی و آزادی و آزادگـی رو نداره ؟ بیچاره منتظری هم که هراز گاهی از حصر کلمه ای حرف میزند گفته در زمان پیامبر و حضرت علـی هیچ زندانـی سیاسی وجود نداشت ... یکی نیست بگه اینها چی شون به پیامبر و علی رفته که زنـدانـــی سیاسی نداشتنشان مثل آنها باشه حالا درست میشه غصه نخورین صـد سال اولش سختـه ، جوانـی ما قرار بود فنا بشه که شد ، خـدا هم حساب و کتاب از دستش بیرون شده ، زبانم لال شاید خـدا هم از پس این ها برنمیآد زندگـی جز نالــه ی تیزی نبـــود جــز نوای حسرت آمیزی نبـــود
|
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت توسط بهار
|
|
||
|
|
شنیـدم ... |
|
|
چه روزگار بـدی رو می گذرانیم چی به سر این مردم قراره بیاد امروز شنیـدم مصباح یزدی در جلسه ای گفته رهبری همیشگی نیست هر کس لایقتر بود باید رهبـر بشـه این می دونید یعنی چـی ؟ یعنی فاجعه ، یعنی بدبختـی ملت ایران مثل اینکه او میخواد بوسیله رئیس جمهور که نوچـه اش هست و ارتش یک اقدام شبـه کودتا انجام بـده وای خدا کنه اینجور نباشه دیگه حوصله رهبـر جدید نداریم اون هم مصباح یـزدی البته من شناختی روی او ندارم ولی شنیدم که خیــلـــی بــده .... هر چی بخواهی بــده گرانـی ، آوارگی ، فحشـا ، رشوه خواری ، دزدی ، اعتیاد همین ها کافی نیست ؟ یعنی میشه رهبـــر وبلاگ من رو بخـونه ؟ خوب معلومه که نــه ... مگه بیکاره .... ولی شماها که می خونید مخصوصا حزب الهی ها خجالت بکشید که به یک آدم عوضی رای دادین من دلم برای رهبـر نمی سوزه ، من دلم برای ایران میسوزه __________________________ امروز قلــم در دستـان مـا حکـم شمشیر در دست مولایمان را دارد پس یــا عـــلی گفتیم و عشق آغاز شـد
|
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت توسط بهار
|
|
||
|
|
ایرانی |
|
|
سلام بچه ها حوصله نوشتن ندارم احساس می کنم در حق ملت ایران ظلم میشه ایـرانی برترین قوم و ملت این دنیـا محسوب میشه ولی بعد از انقلاب هر کشوری به خودش این اجازه رو میـده که در مورد ایران بدترین واژه ها رو بکار ببـره چقدر بی حرمـت و بی منزلت شدیـم ؟ ایرانی ای که دانشمندانش نام آورترین ها در جهان محسوب میشوند ، عرفایش به همان اندازه که قلب یک مسیحی را به طپش در می آورند بدل یک برهمن هم مینشینند ، شعرایش شهرت جهانی دارند و سازمان ملل متحد که معتبرترین جای دنیاست شعر : بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند را از شاعری پارسی گوی بر سر در خود حک نموده امروز به چنین مرتبه ای رسیده که تروریست و منفـور قلمداد میشود آیا این اوج بدبختی یک ملت نیست ؟ خـدا لعنت کند دشمنان ایران را ، آنهائی که سعی دارند ایران را و ایرانی را لجن مال کنند
|
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت توسط بهار
|
|
||
|
|
پائیـز |
|
|
سلام بچه ها خـــوبید ؟ من هم بـد نیستم ، بگذارین اول یه جوک براتون بگـم یکی از خواهرهای زینـب سر سفره عقد نشسته بوده عـاقد می پرسه : وکیلم بنـده ؟ خواهر بسیجی با یکدنیا ناز و کرشمه میگه : با اجـازه مقام معظم رهبـری ... بعـــلــــه بابام اگه بدونه این چیزها رو می نویسم پوست از سرم میکنـه امروز میخواستم برم خرید ، ولی بخاطر سرما منصرف شدم ، از شما چه پنهان کت و باروونی ندارم و باید امسال بگیرم حالا هنوز فرصت هست ، ترافیک هم که قربونش برم دیوانه کننده است روزها هم خیلی کوتاه شده آدم به هیچ کاری نمیرسه شب جمعه عروسی دعوت داریم ولی معلوم نیست بـریم ، چون نسبت نزدیکی نداریم و از آن مایه دارها هستند که باید اقلا یک گل ده بیست هزار تومانی ببریـم جشن ها ، مهمانی ها ، تولد ها ووو فیلــمی شده تو این مملکت همه اش چشم و همچشمی |
||
|
2
نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت توسط بهار
|
|
||
|
|
چهارشنبه |
|
|
سلام امیدوارم خوب و خوش باشید حساسیت دست هام مثل اینکه خیال خوب شدن نداره این هم بداقبالی منـه امروز یه خانمی اومده بود آژانس اسمش به جای منیژه ، ملیژه بود می گفت در نوشتن شناسنامه اشتباه کرده اند چه آدمهای احمق و بیسوادی را می گذارند برای انجام امور مملکتی که این شناسنامه دادنش باشه فاتحه اش خوانده است شنیدیدن جام ال جـی هم بخاطر حرفهای احمدی نژاد برگزار نمیشه ؟ یک دیـوونه سنگی انداخته توی چـاه صد تا عاقل نمی تونه بیرون بیاره ... کاش من به جای او رئیس جمهور شده بودم یقینا اینهمه اراجیف نمی گفتم آغـاسی هم که بیچاره مـرد ... دلم سوخت براش ... آهنگ آمنـه اش خیلی گل کرد خدا بیامرزدش ________________________________________ رزیتا یکی از دوستهام می گفت پیشگوئـی پیش بینی کرده که امسال آخرین سال حکومت جمهوری اسلامی است ولی من باور نمی کنم هر سال همین حرف رو می زنند بقول خودشان مگه آمدند مهمانـی که بروند ! ! ! ولی خودمونیم احمدی نژاد کاری برای مردم نکرد اونهائی که بهش رای دادن الان شرمنده ملت و وجدان خودشون هستند ای کاش میشد از زمستان بیگانگی به بهـار دوسـتی رسید ای کاش میشد دوست بداریـم آنقدر که قلبهامان ممـلو از عاطفه و احساس شـود ای کاش میشــد |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان 1384ساعت توسط بهار
|
|
||
|
|
دل تنـگ . . . |
|
|
سلام بچـه ها چطورین ؟ من که خوب نیستم ، آخه این زندگی است که ما داریم این تکرار مکررات >>>> تابستان میره پائیز میآد بعدش زمستان و بـهار ... و دوباره روز از نـو روزی از نـو حالـم داره از این زندگی بهم می خوره ... یکی از دوستانمان از آمریکا اومده... چه چیزهائـی که تعریف نمی کنه آنهـا آدم هستند و زنده اند .... نــــه مـــــا ما فقط اینجا نشستیم مرگ بر آمریکا میگیم چرا من نباید تو آمریکا بدنیـا آمده باشم .... چـــرا ؟ حالم از این مملکت بهم می خوره ما حتی آزادی هم نداریم دیگه چـی می خواهیم دلمان خوشه که مانتو کوتاه می پوشیم ، بی آستین بهمون ایراد نمی گیرن >>>>>> وای که چقدر ما سـاده ایـم .... آزادی به مانتو پوشیدن نیست به حرف زدن و ابراز عـقیده کردنه به اینکه که بتونیم انتقاد کنیم ، بتونیم بگیم کجای کار اشتبـاهه وای دلم میخواد بمیـرم ای کاش می رفتم سر به بیابان می گذاشتم |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت توسط بهار
|
|
||
|
|
عید آمد |
|
|
سلام عیدتان مبارک راستی یه چیزی رو میدونین ؟ سریال او یک فرشته بود رو به سرعت برق و باد عوض کردند و ملت ساده ما بدون اینکه سر در بیارن که چی شد نگاه میکنند تو یه سایت خوندم که عوامل این سریال و کارشناس مذهبی اون هم مورد مواخذه قرار گرفتند وای که چقدر احمق هستند خوب از روز اول فکرش رو بکنید و بعد خیر سرتان سریال بسازید ، لاریجانی بهتر از این یکی بود اصلا این سریال چه پیامی داشت ؟ غیر از اینکه داغ دل امثال دختر دائـی من رو که سرگذشتش رو براتون نوشتم ، تازه میکرد خوب بی خیال شب عید هست بگذارین براتون یک جـوک بگم ترکه یک آخـوند رو تو خیابون می بینه ... میگـه : اِ سنـدباد چه بزرگ شدی ! ! ! _________________________ یک پیرزن می میره ... شب اول قبر نکیر و منکر میان ازش سوال کنند میگن امام اولت کیه : میگه امام خمینی میگن امام دومت کیه : میگه امام خمینی خلاصه تا الاآخر نکیر و منکر عصبانی میشن میگن تو جایت در جهنم است پیرزن میگه مگه شما کی هستین که بهشت و جهنم تعیین می کنید میگویند ما نکیر و منکر هستیم میگه : وای خـدا مرگم بده فکر کردم از کمیته امداد اومـدین عید خوب و روزهای خوشی را برایتان آرزو دارم من رو هم دعـا کنید قربـون همه ی بچه های وبلاگی های با معرفـت و روزه دار که پاداش نماز و روزه شان را می گیرند
|
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت توسط بهار
|
|
||
|
|
عیـد رمضان |
|
|
سلام وای باز هم مسخره بازی یکبار اول ماه رمضان بامبول در می آوردند یکبار هم آخر ماه ... حالا رمضان یکروز اینور اونور مهم نیست ولی شوال و عید فطر گناه داره ، پارسال که تو خیلی از شهرهای ایران یکروز قبل از اعلان رادیو و دفتر رهبری عید گرفته بودند و نماز خوانده بودند اروپا و آمریکا و روسیه ووو.. ماهواره به ماه و سیارات دیگر می فرستند ما هنوز سر دیدن هلال ماه که فلان آقا باید ببینـه و اعلام کنه ، داریم درجـا می زنیم خوب همینـه که اونها پیشرفت می کنن و ما روز به روز عقب میریم ... قربون خـدا که هیچی برای ما نخواست .... نه یک چشم بادومی و نبوغ فراوان مثل ژاپنی ها ... نـه یه پوست سفید و بخت سفیدتر مثل آمریکائی و اروپائی ها ... .. ونــه حتی یک کوروسوی امیدی که مثل افغانها به انتظار روزهای خوش آینده باشیم عیـد همتون مبارک حالا چه فردا باشه و چه پس فردا شماها با نیت خوب عبادت کردین و روزه گرفتین ... گناه عید هم به گردن برگزار کنندگان سیاست جدید و نوپای استهلال کردن
|
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت توسط بهار
|
|
||
|
|
بار دیگر .. |
|
|
سلام دوستان ، خوبید ؟ من رفتم دکتر و الهی شکر گفت دستم مشکل خاصی نداره و یک نوع حساسیت پوستی است ، لوسیون و صابون داده که شستشـو بدم شماها چـه خبرها ؟ آقای رئیس جمهور هم که باز دسته گل به آب داده ! ! ! از یک طرف پاچـه اسرائیل رو گرفته و از طرف دیگه بـورس و بازار بورس رو یک قمار قلمداد کرده مملکت ما ، هر روز یه سوژه جالبی برای دنیـا داره دلـم خیلی برای احمدی نژاد سوخت او بیش از حد ساده است از اینکه اسرائیل غاصب هست و در حق مردم فلسطین ظلم می کنه حرفی نیست ، ولی اینکه یک مقام بلند پایه چنین بتوپـد که راه پس و پیش باقی نگذارد خیلی جالبه .... وای که ما چـه فیلمـی هستیم و خودمون خبر نداریم از سیاست حالم بهم می خوره .... همه اش بازی است .... آدم باید حرفی بزنـه که بعد مجبور به تکذیب آن نباشه .... پس ما کی می خواهیم دیپلماسی رو یـاد بگیریم ؟ راستش رو بخواهید ناراحت شدم که رئیس جمهور در انظار مردم دنیا تا این حد کوچک شد هر چه باشد او با ایران شناخته می شود وای که چه خرابکاری کردی آقای رئیس جمهور ..... راستی شنیدین میخواهند (دی-ان-ای) خون ناصرالدین شاه رو از روی لباسش مشخص کنند ؟ حالا این که چه فرقی می کنه مال ناصرالدین شاه باشه یا نباشه .... من نمی دونم ... این هم ادامه همان فیلم که ازش نام بردیم هست |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه نهم آبان 1384ساعت توسط بهار
|
|
||
|
|
شبی دیگـر |
|
|
امروز دیدار رهبر رو با خانواده جانبازان دیدیـن ؟ ... من که گریه ام گرفت دیوونه هستم مگـه نه ؟ ... خیلی احساسی با همه ی مسائل برخورد می کنم من از جنگ چیز زیادی به یاد ندارم ولی میدونم که روزهای سختی برای تاریخ این مملکت بوده ، بدون اینکه هیچ فایده ای داشته باشه ، الان در محاکمه صدام ، حتی ایران رو به رسمیت هم نمی شناسند ، تا کی ما باید تاوان حماقت های خود را در عرصه سیاسی پس بدهیم ؟ چـراغ خانه من سوت و کوره ببیـن راه جدائـی را چه دوره بیا امشب در آغوشم خدا را که فردا عاشقت مهمان گـوره امروز وقت گرفتم برای حساسیت دستـم برای روز یکشنبه حالا تا یکشنبه چی به سرم بیاد خدا عالـــــمه |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه چهارم آبان 1384ساعت توسط بهار
|
|
||
|
|
دگربار |
|
|
سلام بچه ها امروز دکور اتاقم رو عوض کردم خیلی خوب و تر و تمیز شده ، وضع دستم خرابه حساسیتش بیشتر شده فردا باید هر طور شده برم دکتر ، اگه بتونم وقت بگیرم تو این مملکت تا وقت دکتر بگیری الرحمان ات خوانده شده حتی حوصله نوشتن هم ندارم راستی سریال برای آخرین بار رو دیدین ... حالا جالب شده پـول چقدر کثیفه ... بچه ها بخاطر پول حتی به مرگ پدرشان هم راضی شدن ، پول عاطفه و انسانیت رو از بین می بره باید دعـا کنیم که هیچوقت برده ی پـول نشویم ... گرچـه ما که پول نداریم که بخواهیم بـرده بشیم ... یکی از دوستهای قدیمی ام دیروز اومده بود آژانس وقتی بهش گفتم موبایل ندارم گفت : جای دیگه این حرف رو نـزنی که خیلی زشته .... من که نفهمیدم موبایل نداشتن کجاش زشته ..... بعضی ها دیوونه هستن بخــدا شما هم دعا من دستم خوب بشه ... قربـون همتـون |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه سوم آبان 1384ساعت توسط بهار
|
|
||
|
|
احیـا |
|
|
رفتم احیا با اینکه تصمیم نداشتم برم ولی به اصرار مامانم رفتم جای شما خالی خیلی مراسم قشنگی بود ، همیشه خانه کوکب خانم این مراسم بیاد ماندنی و قشنگ برگزار میشه ... مهناز رو که دیدم بهش گفتم با دیدن سریال او یک فرشته بود بیاد زندگی تو افتادم ... میخواستم بهش بگم تو وبلاگم هم این جریان رو تعریف کردم ولی فکر کردم شاید ناراحت بشه ... حتما یادتونه ؟ اگر خواننده وبلاگ من باشین که حتما نیستین یادتونه .... مهناز گفت : تو چقدر احمقی دختـر اون یه فرشته است و برای امتحان کردن بهزاد اومده .... مثل سارا یک دختر هرزه و پول پرست که نیست ... چـه می دونم شاید هم راست میگه وگرنه تلوزیون جمهوری اسلامی که اینجور قیلم ها رو نشون نمیده من چقدر احمق هستم امشب برای خودم دعا کردم که دستهام خوب بشه ... برای همه ی مسلمانان دعـا کردم میخواستم برای ادیان دیگه هم دعا کنم ولی گفتم فایده نداره چون شب ضربت خوردن امیرالمومنین است به مسیحی و زرتشتی و کلیمی مربوط نمیشه ... از خـدا خواستم که یک فکری به حال این ملت بدبخت بکنه که در فقر و نداری دست و پـا میزنن با این گرانـی که روز به روز بدتـر میشه خانواده های آبرودار چطور باید زندگـی کنند نمی دونم سرنوشت این ملت به کجا میرسه ... یعنی جنگ میشه ؟ آمریکا حمله می کنه ؟ ... از خدا خواستم که خودش هر طور صلاح میدونه ما رو نجات بـده ... حالا دیگه قبول کنه یا نکنه اجابت کنه یا نکنه نمیدونم ... من دعایم را کردم اینروزها خیلی از مردم دچار افسردگی شدید شده اند برای اینکه همه جور فشار رو باید تحمل کنن ، خستگی روحی و روانی و ناتوانی در انجام امور نشانه ی شروع افسردگـی است خـدایا ملت ما را از این فلاکت نجات بده الهی آمیــــن |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه یکم آبان 1384ساعت توسط بهار
|
|
||
| Jonamoos Browser (Anti Filter) |
|
|---|